تبلیغات
صفحه ای برای قلبم - مثل پری قصه ها .... خدانگهدار

قلبم یعنی زندگی ام، ,و زندگی یعنی تو یعنی بودن با تو و نوشتن برای شادی تو


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:یکشنبه 12 آذر 1391-07:50 ب.ظ

نویسنده :...

مثل پری قصه ها .... خدانگهدار

دیگر هیچ علاقه ای به التفات این و آن ندارم
حتی به فهم سکوت
به صحبت سنگ
به بود
به نبود

به هر چه همین حدود
 



این جا همان دلی است که پر شده بود از حس بودن همیشه نبودن...

این جا همان ذهنی است که پر شده بود از جملات کوتاه و چند کلمه ای...

سر در نمی آورم چگونه در آن خاموشی مبهم گم شدم،چونان که آنقدر به گریه انداختم که بالاخره به گریه افتادم!

میگن قصه ها همیشه اخرش شیرینند چون دیو سیاه کشته و شاهزاده خانم دستش توی دست     عاشق قصه میشه ,اما نمیدونستم دیو سیاه قصه منم وقلب شاهزاده خانم قصه من واسه کس دیگه میتپه یا یه عاشق دلدار پیدا شده,نمیدونم چی شد عاشق دلدار بودم شاهزاده بدون من خواب نداشت اما ...,اما یه بازی از زیر بود دیوه بلد نبودچون اصلا اهل بازی نبود اخه میدونی قلبشون عجیب غریب و کوچیکه .وقتی به کسی دل دادن تا اخرش رو همون طرف ست میشه اصلا اهل ریست و از این چیزا هم نیستن.

عاشق قصه که حالا دیو شده نمیدونست که رسم عاشقی عوض شده دنیا ,دنیای لاجیک و منطق اونم از نوع فازی شده.

وقتی شاهزاده حالیش کرد که اینجا سرزمین قصه ها نیست دنیای واقعیه زمونه لیلی و مجنون نیست فرهاد شیرین شده ,یا فقط دیوه اینجا یه دیو مهربون دوست داشتنی مثل عروسکهای غرغرو ,تو خوبی ,مهربونی اما ... اصلا اونی نیستی که میخام تو جز قصه هایی تو اصلا کجا و رویاهای من کجا ببخش اگه نتونستم بهت بگم آخه وقتی فهمیدم حسم اینه ترسیدم بهت بگم ,عاشق پیشین که من باشم تا اینارو شنید از خواب بیدار شد و دنیای رویاهاش یهو فرو ریخت ,دمشو گذاشت رو کولش و برای اون دو تا از ته دل و با صدق و صفا دعا کرد تا به همدیگه و ارزوهای شیرینشون برسن و دل شکستشم سپرد به دریا , و رفت برای همیشه توی قصه ها پیش بقیه دیو ها و تصمیم گرفت دیگه نره سراغ فرشته ها  . اون عاشق دلدار هم منطقش, فازی شد و رفت سراغ خواب هاش.

 

کلاغ قصه همیشه بهش میگفت :اولش عاشق بودن دوست داشتن اصلا مهم نیست ,تا آخر قصه یار بودن مهمه مثل عشق مجنون به لیلی  اما اسم  تو و اون مثل ستاره های تولدتون اصلا جور نیست  ,همرنگ نیست پس توی قصه براتون جایی نیست .کسی که میون قصه به دیگری دل داد دوباره هم میده . یبار گذشت هزار بار دیگم میگذره ,یباره فهمید توی منطقش جات نیست دوباره ممکنه فازش پیش بیاد ,الکی چرا دلت خوشه وقتی تو رو نمیخواد .وقتی اولین دروغ  شاهزاده بخاطرش شنیدی یا وقتی جدی اما واسه تو به شوخی گفت طرف پا نمیده ,دندون عقل خرابو باید میکشیدی .

آخر قصه مهمه

,تا آخر قصه یار بودن رو بال شوق و آرزو با دلی پر از عشق و صفا مثل پری قصه ها


نوشته هایی که خودت برام فرستاده بودی یادتنه چقدر زیبا هستن مفهومشون الان میفهمم :

برای دوست داشتن هر نفس زندگی، دوست داشتن هر دم مرگ را بیاموز...

ما می توانستیم ایمان به تقدیر را مغلوب ایمان به خویش کنیم...

در پایدارترین شادی ها نیز غمی نهفته است، هیچ پایانی به راستی پایان نیست، در هر سرانجام مفهوم یک آغاز نهفته است...

در آن طلا که محک طلب کند، شک است. شک چیزی به جا نمی گذارد، مهر آن مطاعی نیست که بشود آزمود، عشق جمع اعداد و ارقام نیست تا بتوان آن را به آزمایش گذاشت،باز آن ها را زیر هم نوشت و باز  آن ها را جمع کرد!


 

به یاد داشته باش که یک مرد عشق را پاس می دارد، یک مرد هر چه را که می تواند به قربانگاه عشق می آورد، آنچه فدا کردنی است فدا می کند، آن چه شکستنی است می شکند و آن چه را که تحمل سوز است تحمل می کند اما هرگز به منزلگاه دوست داشتن به گدایی نمی رود!

تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسان تر است... تحمل اندوه از گدایی همه شادی ها آسان تر است... سهل است که انسان بمیرد تا آن که بخواهد به تکدی حیات برخیزد!

بگذار که انتظار فرسودگی بیافریند...

می توان به سوی رهایی گریخت...

اما بازگشت به اسارت نابخشودنی است. 


منو ببخش که اونشب که بهم در مورد ناراحتیت حقیقتو گفتی نتونستم ارومت کنم و سنگ صبورت بشم.آخه چون چند روزی بهم ریخته بودی و ناراحت منم برای اینکه شادت کنم یه ادکلن دیور فارنهایت ابسولوت و یه دستکش کلاه و شال ست سفید که یه گل سرخ کوچیک خشکل روش بود برات گرفته بودم داشتم با عشق کادوشون میکردم .وقتی تو اون وضعیت از دوست داشتن او و دوست نداشتن من گفتی یهو بهم ریختم بدجوری اگه تو هر شرایط دیگه بود واقعا آرومت میکردم اما اون لحظه بدترین لحظه ی موجود توی کاینات بود بدترین زمان,ببخش مرضی که نتونستم آرومت کنم و سنگ صبور و محرم دلت و ... باشم بد موقعی بود بد ...ببخش ...

چیزی ندارم که بهت بدم بجز این وبلاگ با تمام شعرهایش و دلتنگیهایش و ... تقدیم تو ... ایام بکام


قصه عشق به سر رسید عاشق ما ....

خدانگهدار صفحه زندگیم

پایان این دفتر



مهسا
یکشنبه 8 بهمن 1391 01:46 ب.ظ

…..♥#############♥
…♥###############♥
..♥#################♥………………♥###♥
..♥############…..♥#############♥
…♥###############♥
..♥#################♥………………♥###♥
..♥##################♥……….♥#########♥
….♥#################♥……♥#############♥
…….♥################♥..♥###############♥
………♥################♥################♥
………..♥###############################♥
…………..♥############################♥
…………….♥#########################♥
………………♥######################♥
………………..♥###################♥
………………….♥#################♥
……………………♥##############♥
………………………♥###########♥
………………………..♥#########♥
………………………….♥#######♥
……………………………♥#####♥
……………………………..♥###♥
……………………………….♥#♥
…………………………………♥
…………………………………♥
……………………………….♥
……………………………..♥
……………………………♥
…………………………♥
……………………….♥
…………………….♥
………………….♥
………………♥
………….♥
………♥
……♥
…..♥
……♥………………….♥…♥
……….♥………….♥…………♥
…………..♥…..♥………………♥
……………….♥………………..♥
…………….♥……♥…………..♥
…………..♥………….♥….♥
………….♥
………..♥
……….♥
………♥
………♥
……….♥
…………..♥
……………….♥
……………………..♥
………………………….♥
……………………………♥
……………………………♥
…………………………♥
…………………….♥
………………♥
………….♥
…….♥
…♥
.♥………………………..♥….♥
♥……………………..♥………..♥
.♥………………….♥…………….♥
..♥……………….♥………………♥
…♥………………………………♥
…..♥…………………………..♥
……..♥…………………….♥
………..♥……………….♥
…………..♥…………..♥
………………♥…….♥
…………………♥..♥بدووووووووووووووووووووو اپم
مرضیه
جمعه 17 آذر 1391 04:19 ب.ظ
ممنونم دوستم امیدوارم هرجاهستی موفق باشی
roya
جمعه 17 آذر 1391 01:19 ب.ظ
گاه یک سنجاقک
به تو دل می بندد
و تو هر روز سحر
می نشینی لب حوض
تا بیاید از راه
از خم پیچک نیلوفرها
روی موهای سرت بنشیند
یا که از قطره ی آب کف دستت بخورد
...
گاه یک سنجاقک
همه ی معنی یک زندگی است...
نگار
چهارشنبه 15 آذر 1391 05:57 ب.ظ
کاش تو عشق من بودی یا عشقم یه خورده معرفت و دل تو رو داشت دنیا را رسیدن بهش خراب میکردم .خودتو ناراحت نکن
چقدر مطالب و شعر های عاشقانه وبت اشک منو دراورد
شبنم
چهارشنبه 15 آذر 1391 02:11 ق.ظ
ﺳﻼﻡ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ ﺧﺎﻧﻤﺖ ﻓﺤﺶ ﺑﺪﻡ ﻭﻟﯽ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺑﺨﺸﯿﺪﯾﺶ
ﻫﯿﭽﯽ ﺑﻬﺶ ﻧﻤﯿﮕﻢ
ﻭﻟﯽ ﺷﻬﺰﺍﺩﻩ ﺧﺎﻧﻢ:
ﺗﻘﺎﺹ ﺩﻝ ﮐﺸﯽ ﻫﺎﯼ ﯼ ﺁﺩﻡ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ
ﭘﺲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺵ ﯾﮑﯿﻢ ﺩﻝ ﺗﻮﺭﻭ ﺑﺸﮑﻨﻪ..
قافیه
دوشنبه 13 آذر 1391 05:27 ب.ظ
کاراتو خوندم وبرام جالب بود.مرسی.
سلام من با دوکار جدید اجتماعی به روزم .اگه تمایل داری بهم سر بزن و دعوتمو بپذیر.
نظر واسم بزار تا بتونم کارای قویتری بنویسم.
شاپرکƸ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
یکشنبه 12 آذر 1391 11:47 ب.ظ
یادته زیر گنبد کبود دوتا رفیق بودن و کلی حسود؟تقصیر همون حسودا بود که حالا شده بود یکی بود یکی نبود.

+هر سلام سرآغاز دردناک یک خداحافظی ست.
"نادر ابراهیمی"
تلخ ترین عسل
یکشنبه 12 آذر 1391 09:33 ب.ظ
سلام رفیق
واقعن ناراحتم کردی
آخه چرااااااااااااااا آخریییییییییییییی؟؟؟؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر